اخبار گمگشته
گمگشتهای از کابل
باشگاه خبرنگاران - ۶ اردیبهشت ۱۴۰۱
روایت عجیب سرنوشت کودک افغانستانی که پس از ۶ ماه زندگی در ایران به آغوش خانواده اش در کابل بازگشت. کد ویدیو دانلود فیلم اصلی باشگاه خبرنگاران جوان افغانستان افغانستان...
گوهر اعتدال، گمگشته هیاهوی افراط و تندروی
خبر آنلاین - ۱۶ دی ۱۴۰۰
بخاطر دارم که در سال ۱۳۸۴ و پسازآنکه با حاکم شدن تشتت و محوریت افراطگرایی در دو جناح سیاسی کشور ، یک جریان سیاسی تندرو به قدرت رسید و برکشور هزینههای سنگینی تحمیل کرد و فرصت طلایی رشد و توسعه کشور از دست رفت، ستادهای انتخاباتی آیتالله هاشمی رفسنجانی...
تصاویر| بازگشت یوسفهای گمگشته به ایذه
آفتاب - ۱۵ مهر ۱۴۰۰
آفتابنیوز : مراسم استقبال از شهیدان بهروز محمدی لندی و عبدالله موسوی عصر چهارشنبه با حضور پرشور مردم در شهرستان ایذه برگزار شد.
بازگشت یوسف های گمگشته پس از ۳۸ سال به ایذه
خبرگزاری مهر - ۱۵ مهر ۱۴۰۰
مراسم استقبال از شهیدان بهروز محمدی لندی و عبدالله موسوی عصر چهارشنبه با حضور پرشور مردم در شهرستان ایذه برگزار شد.
لزوم تبیین و ترسیم سیمای انسان کامل در شعر مهدوی
خبرگزاری مهر - ۵ اسفند ۱۴۰۲
به گزارش خبرگزاری مهر، نشست ادبی «منتظران وصل» شامگاه جمعه چهارم اسفند با حضور جمعی از شاعران و اهالی فرهنگ و اندیشه داخلی و خارجی با مدیریت علیرضا قزوه و اجرای سید مسعود علوی تبار به میزبانی گروه بین المللی هندیران برگزار شد. در اینبرنامه که با بداههنویسی اساتید خوشنویسی... تا بیایی، تو را گریه کردم * بلرام شکلا در انتظار شمایم، در انتظار شما خزان بی بر و برگم پی بهار شما پر از غبار غم و درد گشته است دلم در انتظار شمایم، به رهگذار شما چه شد که شمس رسید و چه شد که ماه دمید؟ به شوق دیدن رخسار ماه وار شما گلان گلشن جان تشنه تشنه جان دادند ندیده چهرهی ماه سمن عذار شما مرید راه محبت! مشو ز حق نومید که دوست، دشمن اگر شد، خداست یار شما فنا شدم که محبان دگر نجویندم خود انتظار شدم من در انتظار شما * سید مسعود علوی تبار ای یار به پای عشق تو جان ریزم از دیده ی انتظار باران ریزم با باد صبا حکایتی از غم تواست هر قطرهی اشکی که به دامان ریزم * سارا جلوداریان گمگشتهای دارم که پیداکردنش، سخت است عالیجناب است و تمناکردنش، سخت است گمگشتهی من، سبک سهل و ممتنع دارد در لفظ، آسان است و معناکردنش سخت است گمگشتهی من از همان روزی که غایب شد دیگر بساط عدل، برپاکردنش سخت است در هفت اقلیم زمین، مأوا نمیگیرد در هفت مُلک آسمان، جاکردنش سخت است گیرم که عمری خویشتنداری کنم اما این عشق عالمگیر، حاشاکردنش سخت است وقتی بیاید، چشمها را خیره خواهد کرد آنقدر که حتی تماشاکردنش، سخت است با نسخههای سبز از ره میرسد، هرچند قلب سیاه ما، مداواکردنش سخت است * محمد مهدی عبداللهی آرامش شب دوباره برمی گردد خورشید سحر سواره برمی گردد با سیصد و سیزده طلوعی دیگر آن صبح پر از ستاره برمی گردد * مهدی باقرخان (دهلی نو، هندوستان) فرش زمین و اوج فلک، زیر و رو کنم باید تو را کجای جهان، جستجو کنم؟ گر لحظهای وصال تو حاصل شود مرا با یک نگاه کسب هزار آبرو کنم باید به زخمهای جگر، بخیهای زنم تا خون دل به اشک درون شستشو کنم امشب شبیه لیلهی قدر است، نازنین فرصت بده که با تو کمی گفتگو کنم آیا اجازه هست دمی از تو دم زنم؟ آیا اجازه هست تو را آرزو کنم؟ پیراهنم دریده شد از دست روزگار قسمت نشد که تهمت خود را رفو کنم شاید قبول بارگهت شد نماز من در قتل گاه عشق، ز خونم وضو کنم * سیده کبری حسینی بلخی یوسف میآید عاقبت از چاه بیرون از پشت ابر تیره، قرص ماه بیرون یعقوب از این پیراهن خونین چه نالی از چنگ گرگی سر برآرد شاه بیرون بیدار میمانیم تا صبح، این شب قدر تا بشکفد گلبانگ انزلناه بیرون روزی که می پیچد طنین ادخلی ها ای وای اگر باشم از این درگاه بیرون از داغ هجرت مثل یک آتشفشان است از سینهام وقتی میآید آه بیرون کی میپسندی تو که این دیوانه باشد از حلقه عشاق خاطر خواه بیرون * فاطمه ناظری هوا لبریز از عطر تن تو نسیم و بویی از پیراهن تو عبای سبز اهل بیت بر دوش نشان فاطمه بر گردن تو * علی اصغرالحیدری (دهلی نو، هندوستان) ای باعث سکونِ زمین و زمانِ جان عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان ای نقطهی تداوم این کائنات ما تاکی پس حجاب بمانی ز ما نهان ای آنکه غایب از نگه و نزد شه رگم در عشق تو قرار نباشد به نیمه جان إن فؤادی یلتهب من فراقکَ أدرکنی مِن کآبتی ای جان جان جان در صحن لحظهها همه دم انتظار توست ای منتظَر که منتظِرت هست یک جهان آهوی دل رمید و قفس تنگ شد ز درد کن لطف بی پناه به من، عیسی زمان ای کاش کاسته شود از درد هجر من تا کی درازی شب هجران شود عیان * صبا فیروزی درانتظار شاپرک یا یک خبر از قاصدک پژمرده شد گلدان پشت پنجره
شاعران به استقبال نیمه شعبان رفتند/ کاش، سَحر، خاک رهِ «مهدی موعود» شوم
خبرگزاری دانشجو - ۵ اسفند ۱۴۰۲
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، شامگاه دیروز جمعه چهارم اسفندماه نشست ادبی «منتظران وصل» با حضور جمعی از شاعران و اهالی فرهنگ و اندیشه داخلی و خارجی با مدیریت علیرضا قزوه و اجرای سیدمسعود علویتبار به میزبانی گروه بین المللی هندیران برگزار شد. در نشست ادبی منتظران وصل که با... گمگشتهای دارم که پیداکردنش، سخت استعالیجناب است و تمناکردنش، سخت استگمگشته من، سبک سهل و ممتنع دارددر لفظ، آسان است و معناکردنش سخت استگمگشته من از همان روزی که غایب شددیگر بساط عدل، برپاکردنش سخت استدر هفت اقلیم زمین، مأوا نمیگیرددر هفت مُلک آسمان، جاکردنش سخت استگیرم که عمری خویشتنداری کنم امااین عشق عالمگیر، حاشاکردنش سخت استوقتی بیاید، چشمها را خیره خواهد کردآنقدر که حتی تماشاکردنش، سخت استبا نسخههای سبز از ره میرسد، هرچندقلب سیاه ما، مداواکردنش سخت است *** محمد مهدی عبداللهی
لزوم تبیین و ترسیم سیمای انسای کامل در شهر مهدوی
خبرگزاری مهر - ۵ اسفند ۱۴۰۲
به گزارش خبرگزاری مهر، نشست ادبی «منتظران وصل» شامگاه جمعه چهارم اسفند با حضور جمعی از شاعران و اهالی فرهنگ و اندیشه داخلی و خارجی با مدیریت علیرضا قزوه و اجرای سید مسعود علوی تبار به میزبانی گروه بین المللی هندیران برگزار شد. در اینبرنامه که با بداههنویسی اساتید خوشنویسی... تا بیایی، تو را گریه کردم * بلرام شکلا در انتظار شمایم، در انتظار شما خزان بی بر و برگم پی بهار شما پر از غبار غم و درد گشته است دلم در انتظار شمایم، به رهگذار شما چه شد که شمس رسید و چه شد که ماه دمید؟ به شوق دیدن رخسار ماه وار شما گلان گلشن جان تشنه تشنه جان دادند ندیده چهرهی ماه سمن عذار شما مرید راه محبت! مشو ز حق نومید که دوست، دشمن اگر شد، خداست یار شما فنا شدم که محبان دگر نجویندم خود انتظار شدم من در انتظار شما * سید مسعود علوی تبار ای یار به پای عشق تو جان ریزم از دیده ی انتظار باران ریزم با باد صبا حکایتی از غم تواست هر قطرهی اشکی که به دامان ریزم * سارا جلوداریان گمگشتهای دارم که پیداکردنش، سخت است عالیجناب است و تمناکردنش، سخت است گمگشتهی من، سبک سهل و ممتنع دارد در لفظ، آسان است و معناکردنش سخت است گمگشتهی من از همان روزی که غایب شد دیگر بساط عدل، برپاکردنش سخت است در هفت اقلیم زمین، مأوا نمیگیرد در هفت مُلک آسمان، جاکردنش سخت است گیرم که عمری خویشتنداری کنم اما این عشق عالمگیر، حاشاکردنش سخت است وقتی بیاید، چشمها را خیره خواهد کرد آنقدر که حتی تماشاکردنش، سخت است با نسخههای سبز از ره میرسد، هرچند قلب سیاه ما، مداواکردنش سخت است * محمد مهدی عبداللهی آرامش شب دوباره برمی گردد خورشید سحر سواره برمی گردد با سیصد و سیزده طلوعی دیگر آن صبح پر از ستاره برمی گردد * مهدی باقرخان (دهلی نو، هندوستان) فرش زمین و اوج فلک، زیر و رو کنم باید تو را کجای جهان، جستجو کنم؟ گر لحظهای وصال تو حاصل شود مرا با یک نگاه کسب هزار آبرو کنم باید به زخمهای جگر، بخیهای زنم تا خون دل به اشک درون شستشو کنم امشب شبیه لیلهی قدر است، نازنین فرصت بده که با تو کمی گفتگو کنم آیا اجازه هست دمی از تو دم زنم؟ آیا اجازه هست تو را آرزو کنم؟ پیراهنم دریده شد از دست روزگار قسمت نشد که تهمت خود را رفو کنم شاید قبول بارگهت شد نماز من در قتل گاه عشق، ز خونم وضو کنم * سیده کبری حسینی بلخی یوسف میآید عاقبت از چاه بیرون از پشت ابر تیره، قرص ماه بیرون یعقوب از این پیراهن خونین چه نالی از چنگ گرگی سر برآرد شاه بیرون بیدار میمانیم تا صبح، این شب قدر تا بشکفد گلبانگ انزلناه بیرون روزی که می پیچد طنین ادخلی ها ای وای اگر باشم از این درگاه بیرون از داغ هجرت مثل یک آتشفشان است از سینهام وقتی میآید آه بیرون کی میپسندی تو که این دیوانه باشد از حلقه عشاق خاطر خواه بیرون * فاطمه ناظری هوا لبریز از عطر تن تو نسیم و بویی از پیراهن تو عبای سبز اهل بیت بر دوش نشان فاطمه بر گردن تو * علی اصغرالحیدری (دهلی نو، هندوستان) ای باعث سکونِ زمین و زمانِ جان عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان ای نقطهی تداوم این کائنات ما تاکی پس حجاب بمانی ز ما نهان ای آنکه غایب از نگه و نزد شه رگم در عشق تو قرار نباشد به نیمه جان إن فؤادی یلتهب من فراقکَ أدرکنی مِن کآبتی ای جان جان جان در صحن لحظهها همه دم انتظار توست ای منتظَر که منتظِرت هست یک جهان آهوی دل رمید و قفس تنگ شد ز درد کن لطف بی پناه به من، عیسی زمان ای کاش کاسته شود از درد هجر من تا کی درازی شب هجران شود عیان * صبا فیروزی درانتظار شاپرک یا یک خبر از قاصدک پژمرده شد گلدان پشت پنجره
شعر جدید امیری اسفندقه: یکخواب تازه دیدم تعبیر خواب من چیست؟
خبرگزاری مهر - ۱ اسفند ۱۴۰۲
خبرگزاری مهر _ گروه فرهنگ و ادب: مرتضی امیری اسفندقه شاعر و منتقد ادبی بهتازگی شعر جدیدی با عنوان «اسفندیه الفبا» سروده که برای انتشار در اختیار مهر قرار گرفته است. او پیش از متن شعر یادداشت کوتاهی دارد که به اینترتیب است: «به همه دانشآموزانِ دوره ابتدایی همهجایِ ایران... یک خوابِ تازه دیدم یک خوابِ خوب و زیبا یک خوابِ دیدنی، تک، بین هزار رؤیا بر بال خواب رفتم تا مرز خردسالی تا موج بیقراری تا اوج آرزوها من بودم و دوباره غوغای جدول ضرب زنگ ریاضی و ترس تقسیم و جمع و منها کشفِ حروف تاریک، کشف حروف روشن من بودم و دوباره بیتابی الفبا من بودم و دوباره ترکیبهای تازه کشفِ حروف سرهم کشف حروف تنها من بودم و دوباره سی و دو پلّه و پل سی و دو حرف جذاب سی و دو حرف خوانا خشم و خشونت «خ» مهر و محبت «میم» نرما و نازش «نون» تردید و خواهش «یا» شور و شلوغی «شین» بیسرْصدایی «واو» پشت خمیدة «ه» قدّ کشیدة «آ» یک خواب تازه دیدم، نادیدنی، نگفته دیدم شکفتهام باز صبح است و زنگ انشا دیدم گرفتهام بیست یک بیست مبارک عصر است و زنگ آخر عصر است و زنگ املا الفت به هم رساندم با حرفها تمامی سی و دو حرف سالم سرشار از تماشا گل داد آشنایی در من به روشنایی با صامت و مصوت پنهان و آشکارا با حرف «ب» که بوسه با آن شروع میشد با حرف «پ» که پا داد یک عمر و میدهد پا با «د» که دست، که دوست، بیآن صدا ندارد با «د» که دوست دارد آغوش میکند وا دیدم که «ابر» و «ابرو» خیلی به هم شبیهاند مانند «باد» و «باده» مانند «آی» و «آیا» دیدم که «دزد» دزد است از هر طرف بخوانی نان است «نان» چنانکه از هر طرف به هر جا دیدم حروف باید حتماً بههم بچسبند راهی جز این ندیدم تا حل شود معما با «ر» اگر نمیداد دست ملاطفت «ف» خورشید خواب میماند فردا نبود فردا دیدم که خندهدار است باری اگر بیفتد «ک» از سر کنیسه یا از سر کلیسا دیدم که نیست زیبا بی «میم» هیچ مسجد دیدم اجابتی نیست بی «دال» در دعاها دیدم صدای «سین» را گرچه شنیدنی بود آه ای حروف ناطق! آه ای حروف گویا! گفتم به خود که من هم باید بچسبم و گرم با این حروف سیار، آهسته، بیمحابا چسبیدم و عیان شد مخفیترین روابط سِرّ درختِ سنجد، رازِ نهال افرا چسبیدم و چراغی بر کردم از تکلّم گمگشتههای یک عمر پیدا شدند پیدا با این حروف رفتم تا هر کجا دلم خواست تا بامیان، سمرقند، تا بلخ، تا بخارا تا مهنه و نیشابور، تا بوسعید و عطار تا افترا به خیام تهمت به ابنسینا با این حروف یا نه! قالیچه سلیمان رفتم بهسوی پایین رفتم سراغ بالا با این حروف محرز، آماده و مجهز از مرزها گذشتم بیهیچگونه ویزا «ه» با دو چشم بیدار از من مراقبت کرد با این حروف رفتم سرزنده تا کجاها از مدرسه به مسجد از میکده به تکیه با این حروف باهوش، با این حروف دانا چه جلوهها که دیدم در پشت پرده لفظ از لفظ پر کشیدم رفتم بهسوی معنا دیدم که هیچ اسمی پیدا نمیتوان کرد در عالم تکلّم بیبهره از مسمّا نازینه و مرتب رازینه و مجرب با این حروف ساده گشتم به دور دنیا با این حروف ساده گشتم چه گشتنی شاد تنها نه دور دنیا، اعماق کهکشان را تا عمق روح رفتم تا پشت پرده جسم بیهیچگونه پرهیز بیهیچگونه پروا با این حروف رفتم تا نیکهای زرتشت تا بزم زند و پازند تا خلوت اوستا تا حسرت یوکابد ترسان به ساحل نیل تا اضطراب مریم زیر درخت خرما با این حروف رفتم تا هفتخط جمشید با این حروف رفتم تا پنج رنج بودا تا مکه تا مدینه تا اورشلیم تا قدس تا حضرت محمّد تا حضرت مسیحا دیدم مسیح تنهاست در بزم شام آخر میلرزد از خیانت دست و دل یهودا دیدم صعود میکرد تنها مسیح مریم تا آسمان چارم از معبد سکوبا ناباورانه رفتم دست ادب به سینه تا جایگاه یاسین تا پایگاه طاها تا استماع قرآن آزاده و مسلمان با لحن هفت قاری با صوت هفت قرّا تا برجها مشیّد تا کاخها مجدّد تا دیدن ندیده تا چشمهای زرقا تا نقشههای نو نو تا نقشهای تازه بر تنگی از ستاره در کارگاه لوشا تا صوفیان چرخان، تا هی هی شبانان تا راز راز خرقه تا رمز رمز چوخا دیدم ستارگان را گرم نماز خواندن در انحنای محراب در صحنهی مصلّی عبدالمطلب و آه آن پیشبینی ماه تا محضر نبوت تا حیرت بحیرا یک خواب تازه دیدم تعبیر خواب من چیست؟ آن شب که دیدهام من یلداست یا که احیا با آب خواب خود را اول به راز گفتم تا آب واگذارد خواب مرا به دریا یک خواب تازه دیدم اما پریدم از خواب یک خواب تازه دیدم بیدار بودم اما از خواب بازگشتم دیدم که خیس خیس است زیر درخت و باران جلد کتاب کبری دیدم که باز گندم دیدم که سیب از نو دیدم که باز آدم دیدم که باز حوا دیدم هنوز فرهاد دیدم هنوز شیرین دیدم هنوز مجنون دیدم هنوز لیلا دیدم هنوز دارا چشمش به دست ساراست دیدم انار دارد مثل همیشه سارا دیدم که آمد آن مرد با اسب و زیر باران دیدم که باز مانلی دیدم که باز نیما اسفند پا به ماه است گرم نزول اجلال اسفند این معبّر آماده و مهیّا تعبیر خواب من چیست ای ماه! ماه روشن ماه من و سرودن، ماه تب و تمنّا؟ یک خواب تازه یا نه یک شعر تازه دیدم شعری که هم در اینجا شعری که هم در آنجا تعبیر خواب من شعر، شعری چنین روان است شعری چنین شکفته شعری چنین شکوفا یک شعر تازه گفتم یک شعر ناگهانی شعری که ثبت شد پاک، در دفتر شماها
قرآن کریم محور اصلی تمدن اسلامی است
خبرگزاری مهر - ۲۷ بهمن ۱۴۰۲
به گزارش خبرگزاری مهر، حجتالاسلام عباسی با تبریک ایام شعبانیه گفت: انقلاب اسلامی فصل تازهای را در برابر بشریت گشود و تنها به یک جغرافیا و ملت تعلق ندارد. همانگونه که رسول ختمی مرتبت، حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) متعلق به همه انسانها و رحمت برای همه... وی ارزشهایی همچون اخلاق، معنویت و عدالت را گمگشتههای بشر امروز برشمرد و اذعان داشت
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۵ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران